♥ مسیـ ــ ــ ـر  ِ جاودانه ی عشـــــق ♥

" تــــــــــــــو را ... تا عمر دارم ... دوســـــــــــــت دارم "

سلامی دوباره

نمیدونم از کجا شروع کنم؟

اصلا کسی هست که بیاد و بخونه و به این خونه سر بزنه؟؟

خونه ای که چند سال دلتنگی، دوری و غربت رو تو خودش جا داده و حالا به یه ساحل امن رسیده

الان که دارم م نویسم دقیقا 6 سال و 3 ماه هست که از زندگ مشترکمون میگذره هیچی عوض نشده و من و احسان همون شیوا و احسان قصه سالهای دوریم ....پر از عشق، ببخشش، صبوری و مهر...

چه روزهایی اینجا گریه می کردم، غر میزدیم و از زمین و زمان می نالیدم

الانم گاهی شرایط خیلی سخته زندگی پر از پستی بلندیه و همچنان گاهی نرسیدنا، نشدنا، امید خب "عشق" همیشه کارسازه

سختی ها رو آسون میکنه و حالمون رو خوب....

دلم برای همه تنگه، برای دوستان باوفا سالهای دور

الهی خوب باشین

نوشته توسط " فــرشـــته ی تـــو "
دوشنبه ۱۳ آذر ۱۴۰۲